realisme
رئالیسم
رئالیسم دو جنبه احساسات و تخیل مکتب رومانتیک را در هم شکسته و بدور انداخته است. رئالیسم پیروزی حقیقت واقع بر تخیل و هیجان است.
این مکتب ادبی بیشتر از این لحاظ حائز اهمیت است که مکتبهای متعدد بعدی نتوانسته است از قدر و اعتبار آن بکاهد.
تاثیر بالزاک:
بالزاک به دلیل واقع گرایی خویش که تا آنروز رومانتیک ها از آن غافل بودند پیشوای مسلم نویسندگان رئالیسم است.
بالزاک عقیده دارد که جوامع و طبقات-پول و عیاشی و کلا وضع زندگی مردم در روحیات-عمل ها و عکس العمل های آنان موثر است.
رئالیسم بعنوان مکتب ادبی پیش از هرجای دیگری در فرانسه به میان آمد.
دورانتی که از اولین نظریه پردازان رئالیسم بود به اتفاق همکارانش حملات شدیدی به رومانتیک ها کردند: هوگو را غول -موسه را سایه دون ژوان-و گوتیه را پیرمرد خسته از ساده لوحی می نامیدند و می گفتند : شاعران پست ترین دلقکهای دنیا هستند... و از شعر به شدت متنفر بودند
به تدریج جریانهایی به وجود آمد که به شعر جهت عینی بدهد یعنی شعر را نیز از تخیل و هیجان و سرابهای درونی اش جداکنند ولی این امر ممکن نشد چون شعر بدون اینها گویی از خودش جدا می شد.
سلاح رئالیسم آگاهی روشن بینانه است علیه ماوراء الطبیعه-فانتزی-رویا-افسانه-جهان فرشتگان-جادو -اشباح و ...
نبوغ نویسنده رئالیست در خیالبافی و آفریدن نیست بلکه در مشاهده و دیدن است. دیدن آن چیزی که هست و هنر در نظر فلوبر بسیار نزدیک به علم است.
رئالیسم الهام را نوعی تصور و توهم فرض می کند و عقیده دارد که پدیده ای به نام الهام در همه هنرها زیان بخش است. زیرا مانع آن است که هنرمند آگاهانه از همه امکانات هنرش استفاده کند.
رئالیسم کار بدیع را کاری می داند که واقعیتهای نادیده را ببیند . می گوید ما عادت کرده ایم از چشمانمان با خاطره آنچه پیش از ما درباره آن شی اندیشیده شده استفاده کنیم.
کوچکترین چیزها هم جنبه نا شناخته ای دارند.
هنرمند رئالیست باید خصوصیاتی را که چشمهای بی استعداد تر و بی دقت تر نمی توانند ببینند ببیند.
هنر در نظر فلوبر بسیار نزدیک به علم است وی می گوید:
همه آنهایی که از عشق های ناکام مانده شان از گور پدر و مادرشان - از خاطره های عزیزشان برای شما حرف می زنند - مدال ها را می بوسند- و در مهتاب گریه می کنند - بادیدن کودکان از شدت مهربانی هذیان می گویند- در تئاتر غش می کنند و در برابر اقیانوس حالت تفکر آمیزی به خود می گیرند همه از یک قماشند ! دلقکند... دلقک!
رومانتیسم مکتبی ذهنی و درونی(subjectif) و رئالیسم مکتبی عینی یا برونی (objectif) است.
رئالیسم می خواهد همه واقعیتها را کشف کند.
رمان نویس رئالیسم حق ندارد با شخصیت های اثرش در آمیزد -درباره آنها قضاوت کند و یا سرنوشتشان را پیش بینی کند.
نویسنده در واقع کمدی بی اطلاعی را بازی می کند یعنی انگار طوری از اطلاعات بعدی بی خبر است که خواننده!
اما این کار هرگز بطور صد در صد ممکن نیست و بالاخره ردپایی از حضور نویسنده در رمان های رئالیسم می توان یافت.
رئالیست ها نه تنها در آثارشان به قهرمان اهمیتی نمی دهند بلکه افراد کوچک و معمولی را ترجیح می دهند چون اینان بیشتر با حوادث و جزئیات زندگی درگیر هستند تا قهرمانان
در سال ۱۸۳۵ رئالیسم سنجیده و مستقلی در ادبیات انگلستان بخصوص در رمان نویسی بمیان آمد. بارزترین نماینده ادبیات انگلیس در این دوره چارلزدیکنز است. رئالیسم دیکنز مبتنی بر انسانیت و بشر دوستی است
ادبیات آلمان پس از مرگ گوته برای مدتی گویی همه نیروی خود را از دست داده بود و در مکتب رئالیسم هیچ چهره بزرگ شعری ندارد.
رئالیسم آمریکایی در واقع ادامه طبیعی رومانتیسم شمرده می شود و هیچگونه قطع رابطه ای بین آنها وجود ندارد. چهار پنج نویسنده پر ارزشی که نماینده ادبیات آمریکا در این سبک شمرده می شوند همگی زندگی های دشوار و غم انگیزی داشته اند.
نویسنده ای که به رئالیسم آمریکایی شکلی قاطع داد تئودور درایزر theodore dreiser بود که در آثار خود فجایع درون جامعه آمریکای پیشرفته و صنعتی را بیرون کشید و دربرابر چشم مردم قرار داد.
... و چهره تازه رئالیسم آمریکا را باید در آثار نویسندگان بعد از سال ۱۹۳۰ یعنی جان اشتنبک - ارنست همینگوی- ویلیام فاکنر- ارسکین کالدول و جان دوس پاسوس جستجو کرد.
رئالیسم روسی چیزی است مطلقا متفاوت با رئالیسم فرانسوی- رئالیسم روسی تحلیل چرکین ترین جنبه های زندگی ست.
دنیای خاکی چخوف ایمان از میان رفته را فریاد می زند و دنیای ماکسیم گورکی انقلاب را...
چهره های بزرگ رئالیسم روسیه عبارتند از:
گوگل-گونچارف-تورگینف-لئون تولستوی-داستایوسکی و ماکسیم گورگی.
-آن سال زمستان خیلی سرد شد. هر روز صبح پنجره ها یخ می بست و نوری که از آنها به درون خانه می تابید چنان که گویی از شیشه مات رد شود - سفید رنگ بود و گاهی سراسر روز به همان صورت می ماند. ساعت چهار بعد از ظهر مجبور می شدند که چراغ روشن کنند.
از: مادام بواری
اثر : گوستاو فلوبر
WWW.NIMA-YOOSHIJ.BLOGFA.COM